چرا حضرت خدیجه(س) را «ملکه بَطحاء» نامیده اند؟

چرا حضرت خدیجه(س) را «ملکه بَطحاء» نامیده اند؟

وادی‌ بطحاء، در یک‌ فرسخی‌ مکه‌ واقع است که‌ در منابع‌ موجود از آن‌ به‌ ابطح‌، خَیْف‌ بنی‌ کنانه‌ و نیز مُحَصَّب‌ یاد کرده‌اند. این‌ وادی‌ میان‌ مکه‌ و منی‌ واقع‌ بوده‌، و از یک‌ سو به‌ کوه‌ عیره‌ و از سوی‌ دیگر به‌ کوه‌ حجون‌ منتهی‌ می‌شده‌ است‌، و از آن‌ روی‌ بدان‌ بطحاء گفته‌اند که‌ زمین‌ آن‌ از سنگ‌ریزه‌ پوشیده‌ شده‌ بوده‌ است‌[۱]. پیش‌ از اسلام‌ بخشی‌ از قبیله قریش‌ در آن‌جا می‌زیستند که‌ به‌ همین‌ دلیل‌ به‌ «قریش‌ بطحاء» معروف‌ بودند؛ این‌ ناحیه‌ تیره‌های‌ عدی‌ّ، جُمَح‌، تَیْم‌، سَهم‌، مخزوم‌، اسد، زُهره‌، عبدمناف‌، عبدالدار، عبدالعزی‌، امیه‌ و هاشم‌ را در برمی‌گرفت‌[۲].

پدر حضرت خدیجه (س)، «خویلد» و مادرش «فاطمه بنت زائده»، هر دو از ریشه دارترین و اصیل ترین خاندان های حجاز به شمار می رفتند. خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب[۳] تیره ای معروف از قریش بطحاء محسوب می شد. حضرت خدیجه (س) از قریحه سرشار در تجارت و بازرگانی برخورد بود و ثروت ایشان زبانزد خاص و عام بود. مورخان بخشی از ثروت خدیجه را بدین ترتیب شمرده اند: هزاران شتر که اموال تجارت او را حمل می کردند و چهارصد غلام و کنیز که خدمات ارجاعی او را انجام می دادند[۴]. حجم این ثروت در کنار درایت و تدبیر حضرت خدیجه (س) سبب شده بود که ایشان را «ملکه بطحاء» – یعنی پادشاه حجاز- لقب دهند.

«ملکه بطحاء» پس از شناخت محمد امین و ازدواج با وی کل دارایی‏ خویش را به او واگذار می کند تا پیامبر اسلام (ص) آن را هرگونه که می ‏خواهد مصرف کند[۵]. پیامبر اکرم(ص) نیز این اموال را به بهترین نوع ممکن در جهت پیش برد اهداف اسلام به کار گرفتند. ایشان در این زمینه می ‏فرماید: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه (سلام الله علیها) برای من سودمند نبود»[۶].

پی نوشت:

[۱] محمد ابن‌ عبدالمنعم‌ حمیری‌، الروض‌ المعطار، به‌ کوشش‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌، ۱۹۷۵م‌. عبدالله‌ ابن‌ قتیبه‌، عیون‌ الاخبار، بیروت‌، ۱۳۴۳ق‌/ ۱۹۲۵م‌. اسماعیل‌ ابن‌ کثیر، البدایه و النهایه، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌. ابوالفدا، تقویم‌ البلدان‌، به‌ کوشش‌ رنو و دوسلان‌، پاریس‌، ۱۸۴۰م‌. محمد ازرقی‌، اخبار مکه، به‌کوشش‌ رشدی‌ صالح‌ ملحس‌.

[۲]  محمد و محمداخضر حجی‌، حاشیه‌ بر وصف‌ افریقیا. حمدالله‌ مستوفی‌، نزهه القلوب‌، به‌ کوشش‌ لسترنج‌، لیدن‌، ۱۳۲۱ق‌/۱۹۰۳م‌. محمد دمشقی‌، نخبه الدهر، ترجمه حمید طبیبیان‌، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.

[۳] قصی بن کلاب جد چهارم رسول الله (ص) است.

[۴] بحارالانوار، ج۱۷، ص۳۰۹٫

[۵] سید محسن امین، سیره معصومان، مترجم حجتی کرمانی، تهران، سروش، ۱۳۷۶، ج۵، ص۱۸٫

[۶] بحارالانوار، ج۱۹، ص۶۳٫

درباره نویسنده

3606مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری یوتاب محفوظ است.
رفتن به نوارابزار